افشين قطبي: باندبازي در فوتبال ايران زياد است

9797556

افشين قطبي، سرمربي پيشين تيم فوتبال پرسپوليس تهران چندماه پيش به يك‌باره از سرمربي‌گري تيم فوتبال پرسپوليس استعفا داد. كناره‌گيري اين مربي بحث‌هاي زيادي از جمله وجود مافياي ورزش در فوتبال ايران در محافل ورزشي به ‌وجود آورد.

در گفت ‌و ‌گو با افشين قطبي از ايشان درباره‌ي دلايل كناره‌گيري از تيم پرسپوليس پرسيده‌ام.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید!

فكر مي‌كنم اين خيلي طولاني و پيچيده است و فقط توضيحي كه مي‌توانم بدهم اين است كه پرسپوليس هميشه خانه و تيم من است و هوادارانش را خيلي دوست دارم و اين تجربه يك سال ‌و نيم من در تيم پرسپوليس هم تجربه‌اي خواهد بود كه من هيچوقت فراموش نخواهم كرد. فكر مي‌كنم آن قهرماني بعد از ۶سال، قهرماني باشد كه براي من و هواداران پرسپوليس خيلي عزيز است و خواهد بود.

شكست‌هاي پي ‌در‌ پي آن زمان پرسپوليس چقدر در تصميم شما تاثير داشت؟

آن زماني كه در پرسپوليس بودم و آن يكسال واقعاً تجربه بسيار خوبي بود. صحنه‌ها، بازي‌‌ها و موقعيت‌هايي بوده كه همه ايراني‌ها فراموش نخواهند كرد.

من فكر مي‌كنم تاريخ فوتبال سال‌ها بعد برمي‌گردد و يك نگاه خيلي مثبتي خواهد داشت به آن يكسال‌و نيمي كه من داشتم در پرسپوليس و كار مي‌كردم.

نه فقط به خاطر روش فوتبال و نتايج و نه‌ فقط قهرماني بلكه به خاطر اخلاق، رفتار و آن هيجاني كه به فوتبال ليگ برتر ايران برگشت.

آقاي قطبي، در جايي هم گفته بوديد كه يكي از دلايلي كه ايران را ترك كرديد تهديد‌هايي بوده كه نسبت به شما مي‌شده، يك مقدار مي‌توانيد توضيح دهيد؟

فكر كنم كساني كه با فرهنگ ايران خيلي آشنا شدند و كساني كه در ايران كار كردند مي‌دانند كه هر كسي كه موفق هست و محبوبيت مخصوصي پيدا مي‌كند، بخاطر حسادت و بخاطر فضاي خيلي منفي دوست ندارند آن شخص و آن انسان بتواند به كار خود ادامه دهد و آن حركت و انگيزه‌اي كه دارد را نگه‌ دارد.

كساني كه دور و بر من كار مي‌كردند، ديدند ما از هر جبهه و از گروه‌هاي مختلف از بيرون و داخل تيم ضربه‌هاي خيلي مختلفي داشتيم مي‌خورديم و يك روز هم نبود كه ما بتوانيم با آرامش كار كنيم و خيلي هم ساده مي‌شود گفت كه شما فكر كنيد من در ۵۱بازي در پرسپوليس براي پرسپوليس و افشين قطبي ۳پنالتي داورها بيشتر تصميم نگرفتند، وقتي قطبي پرسپوليس را ترك مي‌كند براي من خيلي جالب بود كه ۱۱ پنالتي در ۱۲بازي براي پرسپوليس گرفتند.

اين مقداري نشان مي‌دهد كه در فوتبال ايران چه فضايي است و ادامه دادن و موفقيت در فوتبال ايران چقدر سخت است.

عده‌اي از هواداران شما هم كه مخالف ترك شما بودند معتقد هستند كه به‌هرحال شما يك سال قبل در پرسپوليس و ايران مربيگري كرده بوديد و شرايط فوتبال ايران و جنجال‌ها و هوداران خود را خوب مي‌دانستيد كه اين پست را قبول كرديد و احساس مي‌كنند كه به هر دليلي بايد تا آخر فصل ادامه مي‌داديد. پاسخ شما به‌آن‌ها چه است؟

من واقعاً شرمنده‌ي هواداران پرسپوليس هستم. بخاطر اينكه بخاطر آ‌ن‌ها برگشته بودم. خيلي دوست داشتم كه به تمام اين هواداران دوباره شادي را برگردانم، قهرماني را دوباره برگردانم.

ولي خيلي شفاف مي‌توانم بگويم وقتي بعد از يك بازي يك عده‌اي كه خط گرفته بودند و به ماشين من حمله مي‌كنند اين فضا را مقداري عوض مي‌كنند. بخاطر اينكه امنيت خانواده من براي من خيلي مهم است و اين من را خيلي ناراحت كرد.

وقتي من ديدم كه جبهه‌هاي مختلفي در هيات مديره پرسپوليس شكل گرفته و هركدام از آن‌ها هدف و جبهه خودشان را داشتند. اين پخش شدن قدرت هيات مديره پرسپوليس خيلي به اين تيم صدمه زد.

به‌خاطر اين‌كه مثلاً در خانواده پدر و مادر باهم مشكل دارند هميشه بچه‌هاي آن خانواده از آن سوء استفاده مي‌كنند.

در پرسپوليس ما سه جبهه مختلف داشتيم. اين جبهه‌ها از بيرون زمين آمد توي زمين و شروع كرد در رختكن تيم پرسپوليس صدمه زدن به اين تيم و آن ۳ تا جبهه‌ها، جبهه‌هاي مختلف براي خودشان در رسانه‌ها درست كردند، جبهه‌هاي مختلف در سكوي استاديوم درست كردند ما بازي با صباباتري (آخرين بازي كه من مربي بودم) هنوز وقت بازي تمام نشده بود و پرسپوليس مي‌توانست خيلي آسان اين بازي را ببرد اما سكوهاي مختلف، شعارهاي مختلف عليه افراد مختلف سر داده شد.

وقتي اين فضا در باشگاهي است باشگاه شانس موفقيت نخواهد داشت زيرا آن چهارچوب و فضايي را كه بايد براي موفقيت داشته باشد ندارد.

وقتي كه من سال دوم برگشتم به پرسپوليس يكي از نكته‌هاي مهم براي من بود كه بازيكنان كادر فني و مديريت همه بايد با هم مثل يك خانواده كار كنند و ما اين فضا را نداشتيم.

از روز اولي كه من برگشتم اين فضا را نداشتيم. از كمك مربي كه آورديم از تمرين‌هايي كه ما داشتيم. ما بعضي وقت‌ها تمرين داشتيم كه يك روز شعار مي‌دادند براي اين عضو هيات مديره و روز بعد براي كس ديگري شعاري مي‌دادند.

اين خيلي كار مربيان و بازيكنان را مشكل كرد و من واقعاً احساس كردم كه ديگر نمي‌توانم ادامه دهم و فكر كردم با رفتم از پرسپوليس مي‌توانم به پرسپوليس كمك كنم.

‌مي‌دانم خيلي‌ها گفته‌اند كه قطبي براي پول برگشت. قطبي آمد به‌خاطر دلايل مختلف. در حالي كه اگر قطبي براي پول برگشته بود تا آخر مي‌ماند و صبر مي‌كرد يا بيرونش كنند و يا موفق مي‌شد و اگر براي پول بود قطبي وقتي رفتن پول را پس نمي‌داد.

كساني كه من را مي‌شناسند و كساني كه كار من را مي‌‌شناسند مي‌توانم با ته قلبم ‌بگويم كه من عاشق ايران هستم و تمام كساني كه ۳۰سال مثل من ازكشورشان دور هستند هر روزي كه دورتر هستند بيشتر كشورشان را دوست دارند.

‌اما زماني ديدم ممكن است با رفتن من يك كار مثبتي انجام شود ممكن است كه فوتبال ايران خودش را با يك ميكروسكوپ نزديك‌تر نگاه كند و فوتبال ما يك‌ذره شفاف‌تر شود.

اين‌كه همه بدانند كه وظيفه هيات مديره چه است، وظفه يك مربي چه است، يك بودجه باشگاه چه است، چطور اين بودجه استفاده مي‌شود.

صحبت‌هاي اخير آقاي علي كريمي و يا خيلي از بازيكنان ديگر جالب است كه گفتند وقتي زمين تمرين نداريم، جوراب براي تمرين نداريم، اگر لباس نداريم چرا بايد اين‌قدر براي چيزهاي مختلف هزينه بكنيم؟

فكر كنم فوتبال ايران به امكانات بهتري نياز دارد كه بتواند به آن عشق فوتبال و كيفيت فوتبال و بازيكنانش مچ باشد.

به‌خاطر اين‌كه‌ واقعاً مي‌شود گفت كه فوتبال ايران و عشق فوتبال در ايران خيلي زياد است و شايد زيادتر از هر زمينه دنيا.

شما در هيچ‌جاي دنيا نمي‌توانيد مثل اين‌جا اين علاقه‌اي كه يك خانم، يك مرد، يك جوان و يا يك پيرمرد به تيم فوتبال خود دارند را ببينيد و اين كه چقدر تيم‌شان را دوست دارند.

اين انرژي است كه ما بايد با درست كردن امكانات بهتر و با يك ذره شفافيت بيشتر فوتبال ما از آن استفاده كنيم. در اين صورت ايران مي‌تواند در آسيا و در جام جهاني و در دنيا يكي از بهترين فوتبال‌هاي دنيا را داشته باشد.

آقاي قطبي چه بازيكناني در اين مدت احترام شما را جلب كردند؟

من هميشه بازيكنان را دوست داشتم. واقعاً هنوز دلم براي آن‌ها تنگ مي‌شود و خيلي از آن‌ها را دوست دارم با زحمت‌هاي بازيكنان بود كه اين تيم قهرمان شد و هميشه يك مربي خوب بازيكنان خوب دارد و هيچوقت نمي‌شود گفت كه يك بازيكن يا يك مربي، يك تيم را قهرمان كرده و هر بازيكني كه پارسال در پرسپوليس بازي كرده است يك افتخار بزرگي در زندگي‌اش داشت و كار بزرگي انجام داداند.

در فوتبال ايران خيلي‌ها راجع به اين صحبت مي‌كنند كه بازيكنان مختلف از افراد مختلف خط مي‌گيرند و سعي مي‌كنند يا مربي را عوض كنند و يا سعي مي‌كنند يك كاري انجام دهند كه به هدف خودشان و به هدف كساني كه به آن‌ها خط مي‌دهند برسند. اما من هيچوقت اين‌طور فكر نكرده‌ام.

ولي بعد از تجربه يك سال و نيم‌ من در ايران به طور صددرصد مي‌توانم بگويم كه باندبازي در فوتبال ما زياد است و اين باندبازي‌ها به فوتبال ما ضرر مي‌زند.

دعا مي‌كنم يك روزي باشد كه باندبازي‌ها كنار گذاشته شود و همه سعي كنند كه حرفه‌اي كار كنند و تلاش و انرژي‌‌اي كه ما مي‌گذاريم تا اين كارهاي منفي را دور و بر فوتبال بكنيم، اگر همان انرژي را مي‌گذاشتيم در كارهاي مثبت، هر تيم ما فوتبال بهتري بازي مي‌كرد و فوتبال ايران مي‌توانست در صدر آسيا و يكي از بهترين دنيا باشد.

دفعه قبل كه با شما صحبت كردم از كريم باقري خيلي تعريف كرديد؟

من هنوز هم از ايشان تعريف مي‌كنم. به اندازه كافي نمي‌شود در مورد اين فرد مثبت گفت.

باقري يكي از شخصيت‌هاي خيلي خوب فوتبال ايران است و هميشه نشان داده است كه دل شير دارد و كسي است كه براي موفقيت در تيمش هر تلاشي را مي‌كند. رهبر خوبي براي پرسپوليس بوده و رهبر خوبي براي تيم ملي است و من هنوز هم يادم مي‌آيد قبل از آنكه به تيم ملي برگردد با من صحبت كرد و من نظرم اين بود كه خيلي مي‌تواند به آقاي علي دايي و به تيم ملي كمك كند و خيلي خوب است كه برگردد به تيم ملي ايران و كاش تعداد بيشتري شخصيت‌هايي مثل كريم باقري در فوتبال ايران داشتيم. ولي بعضي ‌وقتي‌ها افراد بزرگ در دنيا كم هستند.

چه چيزي در كار در فوتبال ايران ياد گرفتيد؟

وقتي در جايگاهي هستي كه روي شما اين‌قدر فشار است و اين‌قدر مردم‌ يا حرص مي‌خورند و يا شاد هستند و مي‌تواني بر روي زندگي‌شان اثر بگذاري فكر كنم كه ياد گرفتم چگونه با اين استرس زندگي كنم و چطور بتوانم بهترين خودم را در كارم بياورم و تجربه‌ي خيلي خوبي بود.

ولي فكر كنم مديريت و كار كردن در پرسپوليس سخت‌تر است تا در منچستر يونايتد، به‌خاطر اين‌كه انتظارات خيلي زياد است و امكانات خيلي كم و با يك نتيجه تمام مشكلات يا مي‌تواند جلو بيايد يا عقب برود.

من از آن لذت بردم بخاطر اينكه وقتي اين‌قدر مي‌تواني اثر مثبتي در زندگي مردم بگذاري و آن‌ها را با نتيجه‌هاي خوب شاد كني. بيشتر براي من انگيزه آورد و پارسال توانستيم يكي از بهترين‌ها كارها را انجام دهيم.

فكر كنم قهرماني پرسپوليس پارسال سخت‌تر از قهرماني منچستر يونايتد در ليگ قهرمانان بود و من افتخار مي‌كنم كه توانستم اين كار را انجام دهم.

فكر مي‌كنيد هيچ‌وقت به فوتبال ايران بازگرديد؟

هميشه در فوتبال همه‌چيز امكان دارد. سال دومي كه برگشتم بدين جهت بود كه فكر كردم كارم هنوز در فوتبال ايران تمام نشده بود و با رفتنم هنوز كار من تمام نشده است در فوتبال ايران.

من دوست دارم اگر يك موقعي فضا درست باشد حالا ممكن است ۵، ۱۰سال ديگر باشد يا ۲۰سال ديگر باشد ولي من دوست دارم بخاطر اينكه خدمتي كه ما به كشورمان انجام دهيم، تا آخر عمر آن عشق را به كشورمان خواهيم داشت.

آقاي استيلي به‌هرحال جز دوستان شما نبودند. فكر مي‌كنيد ايشان چقدر تاثير داشتند در اين اتفاق؟

من فكر كنم كه بهتر است در مورد شخصيت‌هاي مختلف صحبت نكنيم.

به‌خاطر اين‌كه هر كدام از آن‌ها نظر خودشان را دارند هدف‌هاي خودشان را دارند و هركسي كه يا مي‌خواسته كمك كند يا مي‌خواسته نگذارد كسي موفق شود فكر كرده دارد كار درستي انجام مي‌دهد.

حالا مي‌توانيم بگوييم كه اسمشان ايكس و…است و به ‌نظر اين چيزها ديگر مهم نيست. مردم مي‌دانند كه چه كسي منافع‌اش در كجاست. تنها چيزي كه من مي‌توانم بگويم اين است كه من خيلي دوست دارم ببينم هر همكاري كه من دارم اگر آقاي استيلي ۵ يا ۲ سال يا يكسال ديگر در مربيگري موفق مي‌شود من را خيلي خوشحال مي‌كند بخاطر اينكه من به مدت يك سال همكارش بوده‌ام براي يك سال.

اگر آقاي علي دايي موفق مي‌شود براي افشين قطبي خيلي خوب است. بخاطر اينكه هموطن من است و با موفقيت ايشان تيم ملي ايران موفق مي‌شود.

من هم يك مربي ايراني هستم و اين براي من خوب است اين تفكري است كه من فكر كنم بايد در فوتبال ايران و در فرهنگ ايران بياوريم و با موفقيت‌هاي همديگر همه‌‌ي ما بالا مي‌رويم.

اين فلسفه‌ي پدر من بوده؛ هميشه به من مي‌گفت كه جواب دشمنان هميشه مهرباني است. بخاطر اينكه فوتبال و زندگي خيلي به همديگر نزديك هستند.

هميشه احساس مي‌كردم كه فوتبال مثل آيينه‌ي زندگي است خيلي بالا و پايين دارد.

بهترين مربي‌هاي دنيا بازي‌ها را مي‌بازند بعضي‌ وقت‌ها مي‌برند و بعضي ‌وقتها مساوي مي‌كنند و خيلي وقت‌ها نمي‌شود نتيجه بازي را كنترل كرد ولي آن را كه خيلي مي‌شود كنترل كرد عكس‌العملي است كه بعد از نتيجه‌ها نشان مي‌دهيم.

عكس‌العمل بعد از باخت، بعد از پيروزي، عكس‌العمل بعد از اين‌كه واقعاً به شما بي‌احترامي مي‌شود. افشين قطبي مي‌توانست بماند سال دوم و تا آخر آن بجنگد ولي من ديگر ارزش آن را نديدم.

به‌خاطر اين‌كه احساس كردم آدم بايد چند سال از زندگي خودش را ازدست بدهد، سلامتي‌اش را از دست بدهد و براي جنگ‌هايي كه آدم نمي‌خواهد بجنگد.

من مي‌خواستم در روز و جلوي همه با چراغ‌هاي روشن ‌بجنگم. ولي وقتي جنگ‌ها تاريكي و در پشت پرده است و جنگ‌هاي زشت است به نظر من بهتر است آدم آن جنگ‌ها را نجنگد.

منبع : راديو زمانه

Advertisements

~ توسط HMD در مارس 1, 2009.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

 
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: